پیوند فرش و معماری ایرانی از گذشته تا به امروز

اخبار و مقالات » مقالات

تعداد بازدید : 343

تاریخ ثبت : پنج شنبه 30 آذر 1402


فرش و معماري دو مقوله جدایی ناپذیر فرهنگ و تمدن ایران زمین هستند که از دیرباز در این سرزمین جایگاه ارزشمندي داشته اند. کشف و ثبت نخستین دستبافته هاي جهان و ابزارآلات فرشبافی در ایران مهر تاییدي بر این ادعاست. از طرفی چشم نواز بودن معماري اصیل ایرانی بر کسی پوشیده نیست و با دقت بیشتر به آثار معماري و نقوش اصیل فرش ایرانی از گذشته تا به امروز ؛ نقاط مشترك فراوانی بین آنها مشاهده می شود که درخور توجه است.

تاریخ فرش با تاریخ خود انسان عجین است. بشر اولیه در طی قرنها به روش در هم تنیدن الیاف گیاهی و پوست درختان، و نتیجتاً صنایعی نظیر سبدبافی آشنا شده بود و با بهرهگیری از پشم حیواناتی که قابلیت زیست در جوامع اولیه را داشتند می توانست زیر اندازهایی نه چندان نرم را تولید کند. (لولوئی و اسدی، 1393)
قالی ایرانی به عنوان مهمترین و شاخص ترین هنر دستی ایران، همواره با نام پرافتخار ایران توام بوده و یا به عبارتی بیشترین سهم را در هویت سرزمین مان دارد ، به طوری که نام آن در تمام جهان با نام کشور عزیزمان ایران عجین گشته و با فرهنگ و زندگی مردمان این سرزمین پیوندی ناگسستنی یافته است. (میثاقی و زرین قلمی، 1394)
هنر معماری همواره یکی از منابع الهام برای طراحان نقشه های فرشهای بی نظیر ایرانی بوده است. تصاویر و نقوش سرشار از زندگی ، بی پروا بر روی ابعاد فضا نقش می بندد ، از سقف بر دیوارها و از دیوارها بر کف می لغزد و اینگونه ، عصاره گنجینه هنرهای ایرانی در عین کثرت ، باهم در آمیزیشان وحدت فضا را می آفرینن (میثاقی و زرین قلمی، 1394 )
بنابراین بین هنرهای اصیل ایرانی؛ معماری و فرش بیش از همه در تعامل و پیوند با یکدیگر هستند. از طرفی فرش جزء جدایی ناپذیر از معماری ایرانی بوده و از قدیم جایگاه ارزشمندی در فضاها و منازل داشته است. در گذشته به طور معمول برای مشخص کردن ابعاد اتاق به اندازه فرش توجه بسیاری می شد و متناسب با آن ابعاد فضا را تعیین می کردند.
با توجه به اهمیت موضوع و ارتباط نزدیک بین این دو هنر کهن چه از بعد فیزیکی، طرح و تزئینات؛ پژوهش پیشرو به بررسی پیوند میان فرش و معماری از گذشته تا به امروز می پردازد و امید است چنین پژوهشهایی برای علاقه مندان مفید واقع شود.

 

فرش

فرش از مهمترین نمادهای ذوق، هنر و روح زیبایی جامعه ایرانی است. نقوش انتزاعی و بس دلربای آن ، از دید مفسران و اندیشمندان سنتگرای شرقی، صرفاً نقش و نگاری رنگین در پر کردن فضایی خالی نیست ، بلکه هر خط و رنگ آن در هر پیچش و چرخشی، نمادی از معانی و مفاهیم مکنون جهان بینی انسان شرقی به ویژه ایرانی است (صفری، 1390)
واژه عربی فرش که به آن وبسترگ هم گفته میشود، همان بساط افکنده یا گستردنی است که بر روی زمین می گسترانند تا همچون زمین که صفات ذاتیاش گسترش و مادر بودن و گهوارگی است آرامش را به فرش نشینان تقدیم نماید. از طرفی زمین عکس آسمان است و هر اثر زمینی منشا آسمانی دارد یا تصویری از آن است. بنابراین فرش آینه عرش است.
هر نقش بر صورت فرش، رمز و رازی از آسمان دارد. (چیتسازیان،1385 ) ولی در اصطلاح به زیراندازی گفته می شود که با دست بافند و تعریف " فرشینه " در دایره المعارف فارسی مصاحب که در زبان لاتین به آن Tapestry گویند . منسوج کما بیش ضخیم دست باف و معمولاً منقش که در بافت آن ، رشته های پود را از میان تارها می گذارنند و به عنوان فرش یا پرده یا برای پوشش مبل به کار می رود و توسعاً همینگونه منسوجات که با ماشین بافته میشود. (حشمتی رضوی، 1393)  
قالیبافی بی تردید یکی از برجسته ترین جلوههای فرهنگ و هنر ایران زمین به شمار میرود. اغراق نخواهد بود اگر بگوییم هویت فرهنگی و هنری و حتی ملی ایرانیان به نوعی با قالی بافی عجین و مرتبط است. تاریخ قالیبافی، تاریخی پرافتخار و درخشان بوده است. (میثاقی و زرین قلم، 1394)

 

پیوند فرش و معماری ایرانی

از جمله جایگاه های ظهور نمادها در هنر ایران، معماری و طراحی فرش است. به باور کاسیرر نیز مستقیم ترین و بی واسطه ترین رابطه میان انسان و فرم را می توان در هنر یافت. از نظر وی، معماری ، جهت دارترین و بی واسطه ترین فرم نمادین است. زیبایی شناسی فرش ایران نیز تحت تاثیر نمادگرایی قرار دارد. فرش چون آینه عرش، بازتابی از نگاره ها و طرح و نقشهای نمادین با الهام از باورها، اندیشه ها و آرزوهای انسان فرش نشین است. لازم به ذکر است که هنرمندان ایرانی و به ویژه تزئین کاران در روند تداوم بخشیدن به دست آوردهای هنری پیشینیان هرگز در چرخه تکرار و تقلید قرار نگرفته اند به این معنی که تغییر تداوم هنر ایران هرگز ناظر بر مفهوم سکون نبوده است(مهندسی و کشمیری،1394 )

 

معماری ایرانی با ذوق سرشار خود از نقاشی مدد می جوید و با تلفیق این عناصر، آثاری را در قالب کاشی کاریهای منقوش و گچبریهای برجسته ، خلق می نماید که حاصل تلاش وی از منابعی به شمار می رود که طرح و نقشه فرش دستباف متاثر از آن می نماید. به طور کلی می توان گفت که هنر معماری چه به صورت کلی و چه به صورت جزیی یکی از منابع الهام برای طراحان نقشه های فرشهای بی نظیر ایرانی بوده است. آنچه در معماری به صورت ریزه کاریها و ابتکارات معمار هنرمند در هر گوشه ی بنای ایرانی می توان دید، در فرش به صورت نقوش و رنگهای غنی و متنوع دیده میشود که از طریق ذهن و دست بافنده بر زمینه فرش جاری می شود. (میثاقی و زرین قلمی، 1394)

جنبه ی ناب زیبایی و هنری فرش ایران در نقش پردازی آن به طور بارز، آشکار می شود. بی گمان دنیای پر رمز و راز فرهنگ زیبا شناختی و ادب پرور ایرانیان، در طرح و نقش قالی بروز و ظهور یافته است. پیش از ظهور اسلام، نقوش قالی و سایر هنرهای دستی ایران برگرفته از نقش انسان، حیوان و طبیعت بوده، ولی با ورود اسلام، شبیه سازی منع شد و به این جهت، نقوش قالی با بهره گیری از نقوش تجریدی (استیلیزه) و هندسی به شیوه ی رمزی و اشاره ای در آمد و انواع گلها، درختها، حیوانات و پرندگان به صورتهای طراحی شده یعنی همان استیلیزه به کار رفته و اشکال هندسی مختلفی مثل لوزی، ذوزنقه، هشت گوشه و یا طرح ترنجی این گلها و درختها را در سینه ی خود جاری داده، هماهنگی و نظم نقشها را بر عهده گرفته اند. (میثاقی و زرین قلمی، 1394)

 

اساس معماری ایرانی

هندسه و تناسبات، اساس هنر و معماری ایرانی است.  در معماری ایرانی زیبایی چیزی نیست جز توازن و تعادل اعضای متناسب بنا و به کار گرفتن تزیین هایی که از تن بنا مایه می گیرد و به شکلی منطقی عرضه میشود. بنایی در خور تحسین است که ارتفاعاتش خوش آیند دید گردد و خطوط اصلی و لازمش تزیینی درخور دارا باشد. تحلیل تاریخی بسیاری از بناهای تاریخی ایرانی ثابت کرده است که در معماری ایرانی از دانش کاملی از تناسبات به ویژه تناسبات طلایی به طور وسیعی استفاده شده و اساس زیبا شناسی ایرانی بوده است. (میثاقی و زرین قلمی، 1394)
هندسه و تناسبات نقطه مشترکی است بین فرش و معماری. ارسطو بیان می کند : زیبایی در نهایت تناسب است. چنان که اخوان مطرح می کند در رساله هندسه: عالم بر اساس هندسه، وزن، میزان، عدد و حساب آفریده شد و چنین است که هنر ایرانی با آفرینش هر طرحی مبدأ آفرینش را بازگو می کند. آن چیزی که در هنر وحدت و کثرت می نامیم اش و پله پله به ملاقات خدا نزدیک میشود. (معلمی، 1393)

 

هندسه و فرش

از آنجا که طبق گفته بسیاری از محققان، اساس هنر اسلامی - ایرانی، هندسه بوده است و در دوران پیش از اسلام نیز هنر ایران ساختار هندسی نداشته است ، می توان حدس زد که فرش به عنوان نقطه ی ارج هنر اسلامی - ایرانی بر مبنای هندسه وسیعی شکل گرفته باشد. نتیجه بررسیها نشان می دهد که طراحان در گذشته با در نظر گرفتن هندسه به عنوان مبنای اصلی طراحی فرشها، نقوش را به بستری از هندسه ترسیم می کردند.


در تحلیل هندسی فرش میتوان طرح را به لایه های مختلفی بخش بندی کرد. بخشهایی که مانند لایه ها و سطوح یا ترازهایی متعدد روی هم قرار گرفته و حاصل ترکیب آنهاست ، طرح نهایی را به وجود می آورد. گسترش طرح در فرش بر پایه ی تقارن و تناسب است و بر پایه ی همخوانی در اندازه ، شکل و موقعیت نسبی جزءها در کل استوار است. الگوهای هندسی در فرش همانند طرح هایی فضایی نیازمند الگوهایی مشبک و شطرنجی در کل سطح است. این الگوهای شطرنجی، نقش مایه هایی هستند که پهلو به پهلو رشد و نمو می کنند. این امری ریاضی است که برای پوشانیدن سطحی که جمع زاویه هایش 360 درجه می شود، جز از سه گونه چند ضلعی مثلث، مربع و هشت گوشه ( ساخته شده از دو مربع 45 درجه چرخیده بر هم افتاده) نمی توان استفاده کرد.

این سه چند ضلعی منتظم که سطحی تخت را می پوشانند، شامل تنها سه شبکه بندی منتظم ممکن هستند : مورب ، قائمه و مستدیر

سمبولها و اسطورههای مشترك در هنر فرش و معماری ایران از گذشته تا به امروز

 

آب

از نظر انسان باستان تمام طبیعت مملو از معناست ، در روزگاران قدیم اشیاء معینی برای مردم مقدس بود. از دیرباز آب به عنوان منبع حیات شناخته شده بود زیرا آب تمدن را ممکن می سازد. آب از عناصری است که نزد ایرانیان مقدس و ایزدی به شمار میرفته و از تمام عناصر روی زمین مقدستر بوده و آلوده کردن آن گناه به شمار میرفته. در فرشبافی شکلهای شطرنجی از دوران پیش از تاریخ تلألو آب را تجسم بخشیده است مانند آنچه در سفال نگاره های شطرنجی تپه گیان نهاوند می بینیم و در معماری آن را با حوضها و آبنماهای زیبا به داخل فضا فرا میخوانیم، حوضها صرفا به معنی مکانی برای نگهداری آب نیست بلکه آیینهای است برای تصویر نمودن و انعکاس آسمان و دری به بهشت.

 

پرنده

پرنده نیز از دوران پیش از تاریخ هزاره چهارم در تمدن بین النهرین و شوش و پارسه عیلامی مظهر و ابر و پیک باران بوده و در دورانهای بعدی از انواع خاصی از آن مقام و منزلت ویژه داشته، مانند عقاب که مرغ خورشید و طاووس که مرغ ناهید (آناهیته، ایزد آب) بوده اند.

 

دوایر متحدالمرکز

دوایر متحدالمرکز نمایانگر طبقات و سلسله مراتب وجودند، دایره نمادی از زمان است و علاوه بر این دایره که نمادی از حرکت پیوسته و مدور آسمان می باشد با الوهیت نیز در ارتباط است. دایره در معنای مستقیم تر، نشان دهنده آسمان کیهانی است و در معماری خود را بصورت گنبد بر فراز بناهای باشکوه و در کاشیکاری و قالی بصورت نقوش اسلیمی زیبا در هم پیچیده نمایان می کند، گلها و شاخ و برگ اسلیمی و ختایی کاشیکاریهای بناهای اسلامی را زبان دیگر و غایتی دیگر است که همان تجسم فردوس برین است .

 

گل نیلوفر

لیکن در فرش، گل نیلوفر علاوه بر شکلی که در تخت جمشید آمده است، صورتی دیگر نیز دارد که در گذر قرنها به گلی تغییر یافته به نام لاله عباسی. گل نیلوفر از روبرو به صورت شکلی متقارن و مرکز گرا است که از جوانب خمیده گلبرگها است و گویی حافظ و نگهبان شیای است. بسیاری گلبرگهای خمیده را نمادی از دو ماهی و مرکز گل را میترا میدانند که توسط دو ماهی به زمین آورده شده است. این طرح در گلدانها ، پارچه ها و... به وفور دیده می شود.

 

سرو

در اساطیر کهن آمده است که درخت سرو وقف خورشید است و به همین علت در بالای نماد سرو در بناهای قدیمی نماد خورشید قرار دارد در محورهای اصلی باغهای ایرانی بیشتر از ردیف درختان سرو و چنار استفاده شده است. تبدیل سرو به بوته به سه دوره در هنر قبل و بعد از اسلام قابل تفکیک است. در ابتدا سرو درختی مقدس و رمزی و مذهبی و نشانی از خرمی، همیشه بهاری و مردانگیست. در این مرحله به صورت طبیعی در تمدن آشور، ایلام و هنر هخامنشی خود را نشان میدهد و حالت تزئینی ندارد. در سنگ نگاره های تخت جمشید در نهایت دقت به کار می رود . دوم مرحله همزمان با نفوذ تمدن اسلامی، سرو از ریشه های باستانی جدا شده و به نگارهای زینتی مبدل و از ماهیتهای مذهبی خود دور میشود. از اینجاست که سرو به صورت ساده بته جقه تصویر شده و به یک نگاره زینتی نزدیکتر می گردد.

 

از سده ششم به بته جقه ایی کامل و نهایی شیوه می باید. تفاسیر متعددی وجود دارد، عدهای بته جقه را مظهر راز آمیز شعله آتش ، تمثیل شکل بادام یا گلابی می دانند و شاید زیباترین تعریف به معنای شکل بوته سرو تارك خمیده از باد موجود در طبیعت باشد. در فرش علاوه بر آنکه سرو به صورت ناتورالیستی ترسیم گشته به وفور از نقش بته جقه چه بصورت ترکیب با سایر نقوش و چه بهصورت مجزا استفاده شده است. علاوه بر آن در قالیهای محرابی، منارهها و ستونهای منقوش را نمادی از درخت سرو می دانند. از جمله مشابهت میان عنصر مناره در مساجد و درخت سرو در معماری و قالیهای محرابی، مناره در معماری و درخت در طبیعت، عناصری برآمده از زمین و در طلب آسمان و نمایشگر ارجاع به جهان بالاتر هستند.

 

نقوش گیاهی

نقوش گیاهی تکرار نمادین اسلیمی نوعی استذکار به انسان بوده است که همواره رها شدن از عامل اسفل و عروج به ملکوت را به یاد بیاورد به سخنی دیگر، تکرار همان ذکر است. از نظر معنوی و مادی ، ویژگی حرکت منحنی مارپیچ یا اسلیمی، نیل به وحدت و معنی رو به کمال است در اصل اسلیمی به صورت متجسم و تنزل یافته عوالم معنوی به مرتبه حس است. ریتم، تناسب درونی و برونی اجزاء تعادل و توازن گلها و برگها، وحدت حرکت و نیروهایی که با تمام کثرت شان جهت و شکل مشخص همسویی دارند. وحدت در کثرت یکی دیگر از شاخصهای این نقوش است . منشا حرکت دورانی مارپیچ بر اساس گفته های هردو در هنر قوم سکاها و مادها میباشد و در آثار هخامنشیان و ساسانیان نیز ردپای آن را می توان پی گرفت.حرکت مارپیچ موجود در شاخ بز ، در گیاهان به ویژه گیاه هوم ، حرکت پیچان در خدا دایرهای است که مرکزش گردونه مهر همگی بر قدسی بودن حرکت مارپیچ دلالت دارند. در نوشته های کهن چین آمده که و این اشاره ای است به تفاوت حرکت مارپیچ حلزونی با بی نهایت در همه جا است ولی پیرامون آن در جای مشخصی نیست مرکز و حرکت دایره با یک مرکز

 

طرح گلدان

این نقش در واقع بیانگر اسطوره تکوین هستی است. گلدان گل در فرش ایرانی ارتباطی وسیع با زمین مادر و ایزد بانوی باروری دارد. این نقشها در فرش ایرانی بیانگر زاده شدن انسان از زمین، عقیدهای جهانی است. این احساس ژرف برون آمدن از زمین و زاده شدن از آن، مانند باروری فرسوده ناشدنی زمین و زندگی بخشیدن به عناصر حیات همچون درخت ، گل، سبزه و رود است. زمین در اینجا منبع فرسایش ناپذیر آفرینش است. گاهی نیز درخت سرو به شیوهای نمادین در گلدانی که نماد و مظهر زمین به عنوان مرکز ثقل بوده، نشان داده شده است.

 

نقش ماهی

قالیهایی که نقش مایه ماهی درون قاب مستقیم یا با واسطه یک کتیبه با سر نخ به ترنج مرکزی متصل گشته میتوان ماهی را نماد زمین شمرد. همچون در معماری که گنبد نماد آسمان و مکعب نماد زمین است. تشبیه عاشق و طالب به ماهی در مثنوی مکرر به کار رفته است. مولوی، انسان خداجوی و طالب کمال را با نماد ماهی به ما معرفی می کند. ماهی که غوطه ور در دریای معرفت است. نقش ماهی در فرش علاوه بر صورت واقعی در حوضهای آب، در نقوش گیاهی نیز به کار رفته است که نمونه آن در تزئینات اسلیمی در معماری و فرش نیز مشاهده میشود.

 

مربع چرخان یا شمسه

این طرح که در زمرهی نقوش هندسی کثیرالضلاع قرار دارد. از قرار گرفتن دو یا چند مربع بر روی یکدیگر حاصل می گردد. یکی از ویژگیهایی که باعث شده در معماری بسیار استفاده گردد، قابلیت گسترش یافتگی و پوشندگی آن هاست. از بناهای دوران باستان (دوران ساسانی) که طرح مورد اشاره در آنها به کار رفته است ، می توان از بافت معماری تپه حصار دامغان دره شهر، طاق بستان و کاخ تیسفون نام برد و دوره بعد از اسلام در تزئینات آجر کاری مسجد جامع ورامین و گنبد سلطانیه (دوره ایلخانی) ، گچبری مسجد جامع نیشابور (تیموری) کاشی کاریهای مسجد گوهرشاد مشهد نمونه هایی از آن یافت می شود؛ در فرش، ترنج (شمسه) را نماد آفتاب و خورشید نیز دانسته اند و مراد از خورشید در معنی عرفانی، انوار حاصل از تجلیات الهی است. لذا می توان آنرا نماد الوهیت و نور وحدانیت شمرد. (مهندسی و کشمیری)

 

نتیجه گیری :

در بررسی سایر مطالعات انجام شده که به موضوع این مقاله نزدیک است، میتوان نتیجه گرفت؛ در پیوند میان فرش و معماری اشتراكهای زیادی وجود دارد و در این مقاله سعی شد به مهمترین آنها اشاره و به طور خلاصه مورد بررسی قرار گرفته شود. اصلی ترین وجه اشتراك بین این دو هنر هندسه است. این مشخصه در معماری نقش بسیار اساسی را بر عهده دارد از طرفی چون معماری منبع الهام نقوش و طرحهای فرش می باشد، بنابراین هندسه جز اصلیترین وجوه مشترك بین این دو هنر بوده است. نکته دیگری که بین معماری و فرش از گذشته وجود داشته و امروزه به صورت تکامل یافته میتوان شاهد آن بود، سمبولها و اسطورهه ای مشترك بین آن دو است که هرکدام دارای معانی خاص و مقدس بوده اند. آنچه در این مقاله در قالب مطالب اصلی گرد آمده است حاصل مطالعه و بررسی سایر پژوهشهای انجام شده در ارتباط با موضوع مورد نظر است که سعی شد آنچه به صورت مشترك در تمامی پژوهشها وجود دارد؛ مطرح شود.
در ادامه نتایج حاصل از این مقاله آنچه به عنوان پیشنهاد می توان ارائه داد این است که سعی در جهت حفظ هنرهای اصیل از جمله فرش و معماری ایرانی بسیار حائز اهمیت است، مخصوصاً در زمان حال و با پیشرفت و حرکت رو به جلو جهان؛ نباید اجازه به انزوا رفتن و خاموش شدن هنرهای اصیل را داد. از طرفی اشتراك بین اینها که نشان از پیوند قوی آن دو از گذشته تا به امروز است و باید سعی بر حفظ آن اهمیت بالایی داشته باشد تا به عنوان میراث جاودان برای آیندگاه بماند.

(استفاده از مقاله با ذکر منبع سایت فرش زمرد کاشان با آدرس سایت به نشانی : http://zomorrodkashan.com  بلامانع است)

 


نویسنده : شرکت فرش زمرد کاشان

منبع : شرکت فرش زمرد کاشان

کلمات کلیدی: فرش ، معماری ایرانی ، فرش و معماری ، هندسه ، سمبولها

برچسب ها: